این وبلاگ در واقع مخلوطیست از وبلاگ و سیاره! یعنی مطالب موجود هم مستقیماً وارد شدند و هم توسط سیستم از وبلاگ شخصی افراد گروه جمع آوری شده.
لطفاً سوالات خوتون رو در بخش انجمن سایت مطرح بفرمایید.
مسئولیت مطالب درج شده در این وبلاگ بعهده نویسنده آن بوده و هیچ گونه ارتباطی با کل گروه ، مدیران و اسپانسر گروه (شرکت پارسی ســرو) نخواهد داشت. لطفاً با گزارش پستهای خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران، ما را در حفظ سلامت محیطی که متعلق به خودتان هست یاری فرمایید.
درود بر شما،
خب طبق روال قدیم، همانگونه که میدانید، من کلا آهنگ برای دانلود نمیزارم، اما آهنگهای استاد سیاوش قمیشی واقعا فرق میکنه، و به همین دلیل همیشه آهنگ آهنگهای ایشون رو برای دانلود میزارم، در نتیجه با کار جدید استاد سیاوش قمیشی با نام تکرار آشنا بشید.
دریافت فایل صوتی با حجم ۳ مگابایت (کیفیت MP3 128)
دریافت فایل تصویری با حجم ۴۷ مگابایت (کیفیت HD 720P)
از آنجایی که بنده ید بلندی در کتک (خوردن!) و فحش (شنیدن!) از سوی برادران ذیربط را دارم، این سوسول بازی غربی ها که به اعتراضات مدنی و خاموش معروف است، هیچگونه اعتقادی نداشته و کلا منحرف میدانم و بر آن شدیم که طنزی بر این نوع اعتراضات به نگارش در بیاوریم. بعله!
و اما شما در حال خواندن گزارش اینجانب سیدبهرام سیادتی از وضعیت جنجال برانگیزی که در سطح شهر حاکم است، میباشید. همانطور که میدانید قرار است امروز اعتراضات مدنی خاموش سراسر کشور را بپوشاند و بنده نیز برای برهم زدن نظم به خیابان آمده تا کمک حال این دوستان گرامی باشم.
در خیابان که قدم میزدم متوجه حجم گسترده ماشینها درون خیابان شدم، هر از چند گاهی برخی از ماشین ها بوق میزدند که باعث جلب توجه تعداد زیادی از رسانه ها شده و البته چندین نفر نیز با موبایل فیلم برداری میکردند.
از آنجایی که بوق یکی از عوامل استکبار است که از ده ۵۰ میلادی تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته، بنده بوق را یکی از بهترین روشها جهت نشان دادن اعتراض مدنی میدانم در مملکتی که عموما بوق تاثیر گذار تر از اندیشه است …!
بوق کار های زیادی میتواند انجام دهد، همانند: ۱. سلام، حالت چطوره؟ ۲. اینجا محل پارک من هست، برو جلو، ۳. حی…وان!، و البته به تازگی نقش: اعتراضات مردمی را به عهده گرفته است. لذا اگر بنده گفتم در این مملکت بوق تاثیر گذار تر از اندیشه هست، دوباره فحش کامنت نکنید که منتشر نمیکنم …
پس از ادامه پیاده روی و مشاهده تعداد زیادی از جوانان که در پیادهرو ها در حال عبور با حفظ سکوت بودند، پی به تاثیر گذاری این حرکات خشن و البته دور از انسانیت بنیان گذاران این طرح بردم.
البته هر از چند گاهی آقا پسری با شعار “جیگرتو آبجی”، سعی به تخریب اذهان عمومی و تخریب چهره تظاهرات مدنی ما داشته که با تذکر دوستان مورد عنایت حق قرار گرفتند.
همین طور که ادامه میدادم، خانومی از وضعیت و مشکلات عجیبی که در جامعه بر آنها تحمیل شده است صحبت میکرد که پس از کمی فوضولی متوجه گشتم، پدر ایشان به ظاهر و آرایش دختر خود خیلی گیر داده و کمی بد دل است، لذا خانوم میفرمودند: “پدرم میگوید آرایشی که در خیابان میکنی باید با عروسی کمی فرق داشته باشد”، خب بنده نیز از بیشرمی این پدر که چنین تشنجی را به فرزند خود تحمیل میکند آگاه میباشم.
همین طور که مسیر را ادامه میدادم، جوانی به یکباره فریاد زد “م…” که جوانان دیگر سریعا بر سرش پریده و او را توجیه کردند که اعتراض باید از نوع سکوت باشد …
خلاصه آنکه به امید خدا با اینگونه اعتراضات خشن و تاثیرگذار، تا ۱۵۰ سال آینده شاهد پیروزی اهریمن بر ایزد خواهیم بود.
هر که هستی، زندگیات هرچه هست، دوستِ من،
رفتن به کلیسا را (اگر میرفتی) موقوف کن،
و در عباداتِ عمومی، آنگونه که هست، شرکت نکن،
تا یک گناه کمتر کرده باشی، آن هم گناهی کبیره:
تو نباید در نمایش ِ مسخره کردنِ خدا شرکت کنی.
[کیرکگور / ترجمهی خشایار دیهیمی]
با جستجوی چنین کلماتی به این صفحه آمده اند:
همونطور که می بینید بخشی جدید به وبلاگم اضافه شده با عنوان تبادل لینک. واقعا بعضی وقتا که به وردپرس فکر می کنم و به قابلیت هاش اشک تو چشمام جمع میشه!!
آخه تو چقدر خوبی وردپرس!
هرکاری که میخاین میتونین باهاش بکنین ، آخ هم نمیگه!! اسم این افزونه WordPress Link Directory و خوب نسبتا خیلی جالبه ، البته فکر کنم ویرایش فارسیش هم بود ولی من قبلا زیاد باهاش حال نکردم ، به همین خاطر خودم نشستم فارسیش کردم و البته با جملاتی که دوست داشتم (قسمت مدیریت این افزونه جملاتش قشنگ تره!!
حالا هر کس خواست تبادل لینک کنه از اینجا میتونه ، بسم الله!!
در خیابان قدم میزدم، او را دیدم، کمی خجالت زده، چادری سیاه به تن داشت، هر رهگذری که میگذشت، کمی خود را کنار میکشید، درون دستاش صد تومانی پارهای بود، گهگاهی پول را به آرامی در میآورد و دوباره دستش را زیر چادر خود مخفی میکرد … گویا نخستین بار است میخواهد گدایی کند.
آری، امروز برای من بسیار سخت گذشت، با دیدن زنی میانسال، با گونههای سرخ رنگ که احتمالا بخاطر بیتجربه بودن در امر گدایی اینگونه رنگ به خود گرفته است، ابتدا خواستم به او کمکی کنم، ترسیدم … نکند من غرور بیکران زنی که مشخص نیست بخاطر چه چیزی امروز مجبور است دست خود را به سوی دیگران دراز کند را خورد کنم!
شخصی نزدیک او شد، پولی در آورد که کمک کند، زن گویا میخواست از گرفتن پول امتنا کند کمی خود را به عقب کشید، دمی او را نگریست، فهمید آری … هماینک او یک گدا است و باید دستی که به سویاش پول دراز کرده است را بپذیرد … پول را گرفت زیر چادر خود مخفی کرد، سر اش را به زیر انداخت.
من رفتم، کمی قدم زدم و در فکر بودم … در زمان بازگشت دیدم زن تغییر مکان داده، کمی قدم میزند، سرش پایین است و گویا با خود نجوا کنان میگوید، آیا به راستی من گدا هستم؟
از کنارم که گذشت، نگاهی به من کرد، گویا میدانست این دومین بار است که من را میبیند، سراش را پایین انداخت از کنارم گذشت، برگشتم و او را دیدم، مشخص بود هماینک کمرش بیشتر خم شده است، و شاید نفهمید نگاه غمگین او، چقدر بر شانههای من سنگینی افزود …
مشخص نیست به چه علت، سیر کردن شکم فرزندان، هزینه درمان فرزند و یا شوهر و یا هر چیز دیگری … و اما مشخص است غرور زنی پاکدامن، که سالیان سال، پردهای بصورت خود کشیده تا نگاه نامحرمی به او نیوفتد و امروز برای گرفتن صدقهای از سوی رهگذران، باید غرور چندین ساله خود را این چنین لگدمال کند.
من ، سطح اندیشه و فرهنگ را در جامعه خودم دقیقا میدانم و میدانم تا کجا است.
در اینجا، همه مردم، یا املاند و یا قرطی و هر دو مقلد کور و سر و ته یک کرباس و در یک سطح
و هر دو تنگنظر و کوتهاندیش و پست احساس و هر دو ، در جنین خفه و تاریک تعصب مذهبی
یا ضد مذهبی خویش ، خون می خورند و یکی به آنچه نمیداند و نمیشناسد مومن است
و دیگر به آنچه نمیداند و نمیفهمد کافر و هر دو در آنچه باور دارند یا ندارند همسطح،
که آنان را کتاب جناتالخلود و طوفانالبکاء سیر می کند و اینان را هر آنچه از آنجا برسد
و هر چه “آنها” تعیین فرمایند.
این دو گروه متخاصم از هر جهت به هم شبیهاند. آنها قرآن میخوانند و کتاب دعا و یک کلمهاش
را نفهمیده لذت میبرند و غرق توفیق میشوند و اینان هم سمفونی موزار و بتهوون
گوش میدهند و نمفهمند و شعر نو میسرایند و میخوانند و نمیفهمند و ساتر و کامو و مارکس…
را ترجمه میکنند و میخوانند و نمیفهمند و ـ
درست مثل همپالکیهاشانـ فقط برای ثوابش سمفونی استماع میکنند و مارکسیم و
اگزیستانسیالیسم تلاوت مینمایند؛
آنها برای ثواب اخروی و اینها برای ثواب دنیوی…
(دکتر علی شریعتی)
پسرم ,
تنها نعمتی که برای تو در این مسیری که زندگی نام دارد , آرزو میکنم ,
تصادف با یکی دو روح خارق العاده , بایکی دو دل بزرگ ,
با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیباست !
چرا نمیگویم بیشتر ؟
بیشتر نیست .
یک بیشترین عدد ممکن است . دو را برای وزن کلام آوردم و نیست .
(دکتر علی شریعتی)
با جستجوی چنین کلماتی به این صفحه آمده اند:
- دو روح خارق العاده
نظرات اخیر