این وبلاگ در واقع مخلوطیست از وبلاگ و سیاره! یعنی مطالب موجود هم مستقیماً وارد شدند و هم توسط سیستم از وبلاگ شخصی افراد گروه جمع آوری شده.
لطفاً سوالات خوتون رو در بخش انجمن سایت مطرح بفرمایید.
مسئولیت مطالب درج شده در این وبلاگ بعهده نویسنده آن بوده و هیچ گونه ارتباطی با کل گروه ، مدیران و اسپانسر گروه (شرکت پارسی ســرو) نخواهد داشت. لطفاً با گزارش پستهای خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران، ما را در حفظ سلامت محیطی که متعلق به خودتان هست یاری فرمایید.

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
__________________
عکس از : سایت ادبستان
دیروز صبح قسمت نظرات و دسته بندی وبلاگم تو بازی رفت و کلی وقت منو به خودش اختصاص داد ، هیچ نظر و قسمت بندی در وردپرس وجود نداشت و توهم اینکه کلیه نظرات وبلاگ یک انسان پاک شده بدترین درد و رنج برای یک وبلاگ نویس هست ، انواع و اقسام بلاها رو سر این وردپرس در آوردم ولی نشد که نشد ، وردپرس رو ارتقا دادم باز نشد تا به فکرم اومد شاید مشکل از دیتا بیس باشه و بشه راهی براش پیدا کنم ؛ سریع به سی پنل رفتم و از phpmyAdmin دیتا بیش وردپرس رو باز کردم ؛ حدسم درست بود و مشکل از دیتا بیس بود و crash mark شده بود ؛ برای رفع این مشکل یک repair ساده کفایت می کند!
اما نکته بعد در مورد تبلیغات گسترده سرویس های VPN با قیمت های خیلی ارزان مثلا ۱۵۰۰ تومان ماهی یا ۱۲۰۰۰ تومان سالی و یا حتی رایگان که در اینترنت پر شده. توصیه اکید می کنم که تا از محل سرور و ارایه دهنده این سرویس ها مطمئن نشدید به هیچ عنوان ؛ تاکید می کنم ، به هیچ عنوان از این سرویس ها استفاده نکنید ، سوء استفاده کنندگان جدا از مشکلات مثلا امنیتی برای سیستم شما ، می توانند به کلیه حساب های شما و رمزهایتان دسترسی پیدا کنند و حتی مطالب محرمانه و کاملا خصوصی که پست می کنید را می توانند به دست آورند و با اطلاع از آی پی واقعی شما ، از شما سوء استفاده کنند و برایتان خطر آفرین باشد.
در این پست متنی تحلیلی قرار نیست قرار بگیرد ، تیتر همین پست به نظر من کافیست و در ادامه نقل قول از پیام تشکر حیدر رحیم پور ازغدی به رهبرانقلاب و رییس جمهور که به نظرم جالب اومد و گفتم تا بقیه هم استفاده کنند. واقعا ما در چه جامعه ای زندگی می کنیم ؟ هر گونه برداشت بر عهده خواننده است:
امام انقلاب، ای خامنهای بزرگ، ای ولی و جانشین بر حق خمینی طراح نقشهی آزادی مسلمانان جهان.
و تو احمدینژاد، ای رئیس امروز کشور ایران که در همه عمر تنها تو را مردی شایسته امیری و ریاست کشور دلیرمردان ایران و شیعیان به پاخاسته دریافتم.
جسمی و جانی و روحی فداکُما.
سوگند به خدا که من در عمر سیاسیام بسیار از غصه دردمندی کشورم، اشک غم ریختم و بر مظلومیت شیعه گریستهام، لیکن فقط پنج بار از شادی گریستهام.
اولین شادی آن روز که نوجوانی بودم و از پی مصدق و فقیه کاشانی و نواب همیشه شهید به خاطر ملّی کردن نفت و کوتاه کردن دست روباه پیر از دامان پاک مام وطن اشک شادی میریختم و دگربار آن روز که خمینی به وطن برگشت و سومین بار آنگاه که لانه جاسوسی آمریکا به تسخیر انقلاب درآمد و چهارمی آن روز که امام انقلاب در لحظهای که شکوه خامنهای را در سازمان ملل دیدهبود، ذوق زده به حاظران فرموده بود: مگر این سید چه نقصی برای رهبری ایران دارد که از مرگ من میترسید. آنگاه نیز اشک شوق از دیدهام جاری شد و آخرین بار، دیروز که توانستید با تدبیرتان پوز آمریکا و جهان استکبار را به خاک بمالید. لیکن این بار تا به این لحظه دو مرتبه اشک شوق چشمان همیشه گریانم را شسته است و این خبر خوشی است.
و سخن امروزم با ریاست جمهوری این که آیا به یاد دارید آنگاه که خدمتتان عرض کردم جناب آقای رئیس قوهی مجریه بفرمایید آیا چقدر میدانید اداراتتان با مردم چه میکنند؟ آیا میدانید که پوست از سر مردم این انقلاب میکنند!! و پاسختان این بود:
بگذار ابتدا خدمت اربابان پشت پرده خائنان برسم و بازوی قدرت و بهانه هجوم دشمن به کشور را قطع کنم. آنگاه اصلاحات داخلی چیزی نیست که به رقم آید. انشاء الله به سه سوت قوهی مجریه را هم اصلاح میکنم. هم اکنون در همه جا مامورانم مشغول نسخهبرداری از رفتار مجریاناند.
سروم! اینک فصل همان سه سوت رسیدهاست، به خصوص با شرایط خوبی که در دو قوه دیگر هم پدید آمدهاست. مجلس شورای اسلامی امروز ما هماهنگ و تشنه هر گونه اصلاحاتی و قوه قضائیه به ریاست مردی دلاور و شایسته و با پشتبانی امام انقلاب، سخت در تکاپوی اصلاح اندرون و دفع فاسدان بیرونی و سرکوبی مستکبران.
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
حیدر رحیمپور ازغدی
پی نوشت : حید رحیم پور ازغدی پدر حسن رحیم پور است که در قسمت نظرات چند پست قبل راجع به وی صحبت و بحث گردید.
همونطور که می دونید من نه یک جامعه شناسم و نه یک روانشناس ، البته به حکم رشته تحصیلی در حالی که هر انسان از آن جهت که انسان هست یک روانشناس ، جامعه شناس ، پزشک ، مکانیک ، مهندس کامپیوتر و .. نیز هست ، چون به طور کلی در هر زمینه ای اندک تجربه ای را دارد. می داند برای رفع سردردش باید از یک مسکن استفاده کند ، می داند وقتی ماشینش جوش آورد باید ترمز کند و عیب ماشین را تا جایی که می تواند رفع کند ، می داند که اگر گاهی فرزندش از دست ناراحت شد چگونه دلش را بدست آورد و خیلی چیزهای دیگر!
این مقدمه برای آن بود که نگویید حرف هایی که میزنی هیچ جنبه علمی ندارد ، خوب نداشته باشد ؛ مگر خود این علم ماحصل تجربه نیست؟
یک :
به نظر من بر خلاف عده ای که می گویند دنیای مجازی تنها و تنها یک دنیای غیر واقعی است و هیچ ارتباطی با دنیای واقعی نمی تواند داشته باشد به نظر من کلا بحث غلطی هست ، رفتار هر انسان در این دنیای مجازی قطعا روشن ترین وجهه شناختی یک انسان می تواند باشد که فاقد هرگونه قید و بندها در دنیای واقعی است ، در اینجا انسان در گیر خجالت ، غرور کاذب ، فراموشی ، قانون و.. نیست ، و اگر هم باشد نسبت به دنیای واقعی خیلی کمتر است.
دو:
استفاده از یک شخصیت مجازی به نظر در هر جامعه ای کار غلطی است، البته غلط نه اینکه فاعل این عمل تنها این کار غلط را انجام می دهد بلکه کلیه شرایطی که وی را مجبور کرده دست به چنین عملی بزند به مراتب اشتباهش از فاعل بیشتر است ، هرچند خودم قبلا بارها و بارها شخصیت هایی ساخته ام و از آنها استفاده هایی کردم که آن استفاده هم درست بوده و هم در اکثر موارد غلط ، اما به هرحال الآن خود خواسته ام چهره واقعی و مجازیم به یک صورت به مخاطب شناسانده شود.
سه:
بزارید یه کم شفاف سخن بگم ؛ ساخت یک شخصیت مجازی مانند لقاح مصنوعی و تولید یک انسان است ، چون کسی که شخصیتی مجازی می سازد که نمی خواهد دیگران بفهمند که این مطالب و نظرات عقاید او در دنیای واقعی هستند ، فی الواقع شخص دیگری است سوای شخصیت وی در دنیای واقعی که هرچند آن شخصیت در دنیای واقعی است اما در اصل شخصیتی که در دنیای مجازی وجود دارد شخصیت واقعی اوست و شخصیتی که در دنیای واقعی هست یک شخصیت مجازی است که همه او را با آن مشخصات می دانند.
چهار:
هر کسی با رسید به نام خودش در دنیای مجازی حس خاص خود را دارد ، یکی می ترسد ، دیگری به قول یکی از دوستان به ارضای روحی می رسد ، کسی دیگر برایش تفاوت نمی کند و .. بستگی به شخصیت طرف دارد و میل غریزه وی به معروف شدن ، به اینکه نقل و نبات مجالس شود و یا سیاستمداری باشد که فقط مهره چینی می کند.
پنج :
یکی شخصیتی می سازد همنام با شخصیتی دیگر ، کارهایی با نام وی می کند که روح شخصیت اصلی هم از آن با خبر نیست ، با نامش اقدام به کامنت گذاری می کند ، در صفحه های اجتماعی عضو می شود ، خرید اینترنتی می کند و…
توجیه وی نیز شوخی است اما هیچ بار معنایی دیگری جز عناد از این رفتارش برداشت نمی شود ، کسی که این رفتار را انجام می دهد چه مشکلی به نظر شما دارد؟
__________________________________
پی نوشت : این نوشته ربطی به محسن فرنوش ندارد.