این وبلاگ در واقع مخلوطیست از وبلاگ و سیاره! یعنی مطالب موجود هم مستقیماً وارد شدند و هم توسط سیستم از وبلاگ شخصی افراد گروه جمع آوری شده.
لطفاً سوالات خوتون رو در بخش انجمن سایت مطرح بفرمایید.
مسئولیت مطالب درج شده در این وبلاگ بعهده نویسنده آن بوده و هیچ گونه ارتباطی با کل گروه ، مدیران و اسپانسر گروه (شرکت پارسی ســرو) نخواهد داشت. لطفاً با گزارش پستهای خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران، ما را در حفظ سلامت محیطی که متعلق به خودتان هست یاری فرمایید.
از آنجایی که بنده ید بلندی در کتک (خوردن!) و فحش (شنیدن!) از سوی برادران ذیربط را دارم، این سوسول بازی غربی ها که به اعتراضات مدنی و خاموش معروف است، هیچگونه اعتقادی نداشته و کلا منحرف میدانم و بر آن شدیم که طنزی بر این نوع اعتراضات به نگارش در بیاوریم. بعله!
و اما شما در حال خواندن گزارش اینجانب سیدبهرام سیادتی از وضعیت جنجال برانگیزی که در سطح شهر حاکم است، میباشید. همانطور که میدانید قرار است امروز اعتراضات مدنی خاموش سراسر کشور را بپوشاند و بنده نیز برای برهم زدن نظم به خیابان آمده تا کمک حال این دوستان گرامی باشم.
در خیابان که قدم میزدم متوجه حجم گسترده ماشینها درون خیابان شدم، هر از چند گاهی برخی از ماشین ها بوق میزدند که باعث جلب توجه تعداد زیادی از رسانه ها شده و البته چندین نفر نیز با موبایل فیلم برداری میکردند.
از آنجایی که بوق یکی از عوامل استکبار است که از ده ۵۰ میلادی تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته، بنده بوق را یکی از بهترین روشها جهت نشان دادن اعتراض مدنی میدانم در مملکتی که عموما بوق تاثیر گذار تر از اندیشه است …!
بوق کار های زیادی میتواند انجام دهد، همانند: ۱. سلام، حالت چطوره؟ ۲. اینجا محل پارک من هست، برو جلو، ۳. حی…وان!، و البته به تازگی نقش: اعتراضات مردمی را به عهده گرفته است. لذا اگر بنده گفتم در این مملکت بوق تاثیر گذار تر از اندیشه هست، دوباره فحش کامنت نکنید که منتشر نمیکنم …
پس از ادامه پیاده روی و مشاهده تعداد زیادی از جوانان که در پیادهرو ها در حال عبور با حفظ سکوت بودند، پی به تاثیر گذاری این حرکات خشن و البته دور از انسانیت بنیان گذاران این طرح بردم.
البته هر از چند گاهی آقا پسری با شعار “جیگرتو آبجی”، سعی به تخریب اذهان عمومی و تخریب چهره تظاهرات مدنی ما داشته که با تذکر دوستان مورد عنایت حق قرار گرفتند.
همین طور که ادامه میدادم، خانومی از وضعیت و مشکلات عجیبی که در جامعه بر آنها تحمیل شده است صحبت میکرد که پس از کمی فوضولی متوجه گشتم، پدر ایشان به ظاهر و آرایش دختر خود خیلی گیر داده و کمی بد دل است، لذا خانوم میفرمودند: “پدرم میگوید آرایشی که در خیابان میکنی باید با عروسی کمی فرق داشته باشد”، خب بنده نیز از بیشرمی این پدر که چنین تشنجی را به فرزند خود تحمیل میکند آگاه میباشم.
همین طور که مسیر را ادامه میدادم، جوانی به یکباره فریاد زد “م…” که جوانان دیگر سریعا بر سرش پریده و او را توجیه کردند که اعتراض باید از نوع سکوت باشد …
خلاصه آنکه به امید خدا با اینگونه اعتراضات خشن و تاثیرگذار، تا ۱۵۰ سال آینده شاهد پیروزی اهریمن بر ایزد خواهیم بود.
با جستجوی چنین کلماتی به این صفحه آمده اند:
- دکتر شریعتی مسخره کردن
نظرات اخیر