این وبلاگ در واقع مخلوطیست از وبلاگ و سیاره! یعنی مطالب موجود هم مستقیماً وارد شدند و هم توسط سیستم از وبلاگ شخصی افراد گروه جمع آوری شده.
لطفاً سوالات خوتون رو در بخش انجمن سایت مطرح بفرمایید.
مسئولیت مطالب درج شده در این وبلاگ بعهده نویسنده آن بوده و هیچ گونه ارتباطی با کل گروه ، مدیران و اسپانسر گروه (شرکت پارسی ســرو) نخواهد داشت. لطفاً با گزارش پستهای خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران، ما را در حفظ سلامت محیطی که متعلق به خودتان هست یاری فرمایید.

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
__________________
عکس از : سایت ادبستان
دیروز صبح قسمت نظرات و دسته بندی وبلاگم تو بازی رفت و کلی وقت منو به خودش اختصاص داد ، هیچ نظر و قسمت بندی در وردپرس وجود نداشت و توهم اینکه کلیه نظرات وبلاگ یک انسان پاک شده بدترین درد و رنج برای یک وبلاگ نویس هست ، انواع و اقسام بلاها رو سر این وردپرس در آوردم ولی نشد که نشد ، وردپرس رو ارتقا دادم باز نشد تا به فکرم اومد شاید مشکل از دیتا بیس باشه و بشه راهی براش پیدا کنم ؛ سریع به سی پنل رفتم و از phpmyAdmin دیتا بیش وردپرس رو باز کردم ؛ حدسم درست بود و مشکل از دیتا بیس بود و crash mark شده بود ؛ برای رفع این مشکل یک repair ساده کفایت می کند!
اما نکته بعد در مورد تبلیغات گسترده سرویس های VPN با قیمت های خیلی ارزان مثلا ۱۵۰۰ تومان ماهی یا ۱۲۰۰۰ تومان سالی و یا حتی رایگان که در اینترنت پر شده. توصیه اکید می کنم که تا از محل سرور و ارایه دهنده این سرویس ها مطمئن نشدید به هیچ عنوان ؛ تاکید می کنم ، به هیچ عنوان از این سرویس ها استفاده نکنید ، سوء استفاده کنندگان جدا از مشکلات مثلا امنیتی برای سیستم شما ، می توانند به کلیه حساب های شما و رمزهایتان دسترسی پیدا کنند و حتی مطالب محرمانه و کاملا خصوصی که پست می کنید را می توانند به دست آورند و با اطلاع از آی پی واقعی شما ، از شما سوء استفاده کنند و برایتان خطر آفرین باشد.
در این پست متنی تحلیلی قرار نیست قرار بگیرد ، تیتر همین پست به نظر من کافیست و در ادامه نقل قول از پیام تشکر حیدر رحیم پور ازغدی به رهبرانقلاب و رییس جمهور که به نظرم جالب اومد و گفتم تا بقیه هم استفاده کنند. واقعا ما در چه جامعه ای زندگی می کنیم ؟ هر گونه برداشت بر عهده خواننده است:
امام انقلاب، ای خامنهای بزرگ، ای ولی و جانشین بر حق خمینی طراح نقشهی آزادی مسلمانان جهان.
و تو احمدینژاد، ای رئیس امروز کشور ایران که در همه عمر تنها تو را مردی شایسته امیری و ریاست کشور دلیرمردان ایران و شیعیان به پاخاسته دریافتم.
جسمی و جانی و روحی فداکُما.
سوگند به خدا که من در عمر سیاسیام بسیار از غصه دردمندی کشورم، اشک غم ریختم و بر مظلومیت شیعه گریستهام، لیکن فقط پنج بار از شادی گریستهام.
اولین شادی آن روز که نوجوانی بودم و از پی مصدق و فقیه کاشانی و نواب همیشه شهید به خاطر ملّی کردن نفت و کوتاه کردن دست روباه پیر از دامان پاک مام وطن اشک شادی میریختم و دگربار آن روز که خمینی به وطن برگشت و سومین بار آنگاه که لانه جاسوسی آمریکا به تسخیر انقلاب درآمد و چهارمی آن روز که امام انقلاب در لحظهای که شکوه خامنهای را در سازمان ملل دیدهبود، ذوق زده به حاظران فرموده بود: مگر این سید چه نقصی برای رهبری ایران دارد که از مرگ من میترسید. آنگاه نیز اشک شوق از دیدهام جاری شد و آخرین بار، دیروز که توانستید با تدبیرتان پوز آمریکا و جهان استکبار را به خاک بمالید. لیکن این بار تا به این لحظه دو مرتبه اشک شوق چشمان همیشه گریانم را شسته است و این خبر خوشی است.
و سخن امروزم با ریاست جمهوری این که آیا به یاد دارید آنگاه که خدمتتان عرض کردم جناب آقای رئیس قوهی مجریه بفرمایید آیا چقدر میدانید اداراتتان با مردم چه میکنند؟ آیا میدانید که پوست از سر مردم این انقلاب میکنند!! و پاسختان این بود:
بگذار ابتدا خدمت اربابان پشت پرده خائنان برسم و بازوی قدرت و بهانه هجوم دشمن به کشور را قطع کنم. آنگاه اصلاحات داخلی چیزی نیست که به رقم آید. انشاء الله به سه سوت قوهی مجریه را هم اصلاح میکنم. هم اکنون در همه جا مامورانم مشغول نسخهبرداری از رفتار مجریاناند.
سروم! اینک فصل همان سه سوت رسیدهاست، به خصوص با شرایط خوبی که در دو قوه دیگر هم پدید آمدهاست. مجلس شورای اسلامی امروز ما هماهنگ و تشنه هر گونه اصلاحاتی و قوه قضائیه به ریاست مردی دلاور و شایسته و با پشتبانی امام انقلاب، سخت در تکاپوی اصلاح اندرون و دفع فاسدان بیرونی و سرکوبی مستکبران.
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
حیدر رحیمپور ازغدی
پی نوشت : حید رحیم پور ازغدی پدر حسن رحیم پور است که در قسمت نظرات چند پست قبل راجع به وی صحبت و بحث گردید.
همونطور که می دونید من نه یک جامعه شناسم و نه یک روانشناس ، البته به حکم رشته تحصیلی در حالی که هر انسان از آن جهت که انسان هست یک روانشناس ، جامعه شناس ، پزشک ، مکانیک ، مهندس کامپیوتر و .. نیز هست ، چون به طور کلی در هر زمینه ای اندک تجربه ای را دارد. می داند برای رفع سردردش باید از یک مسکن استفاده کند ، می داند وقتی ماشینش جوش آورد باید ترمز کند و عیب ماشین را تا جایی که می تواند رفع کند ، می داند که اگر گاهی فرزندش از دست ناراحت شد چگونه دلش را بدست آورد و خیلی چیزهای دیگر!
این مقدمه برای آن بود که نگویید حرف هایی که میزنی هیچ جنبه علمی ندارد ، خوب نداشته باشد ؛ مگر خود این علم ماحصل تجربه نیست؟
یک :
به نظر من بر خلاف عده ای که می گویند دنیای مجازی تنها و تنها یک دنیای غیر واقعی است و هیچ ارتباطی با دنیای واقعی نمی تواند داشته باشد به نظر من کلا بحث غلطی هست ، رفتار هر انسان در این دنیای مجازی قطعا روشن ترین وجهه شناختی یک انسان می تواند باشد که فاقد هرگونه قید و بندها در دنیای واقعی است ، در اینجا انسان در گیر خجالت ، غرور کاذب ، فراموشی ، قانون و.. نیست ، و اگر هم باشد نسبت به دنیای واقعی خیلی کمتر است.
دو:
استفاده از یک شخصیت مجازی به نظر در هر جامعه ای کار غلطی است، البته غلط نه اینکه فاعل این عمل تنها این کار غلط را انجام می دهد بلکه کلیه شرایطی که وی را مجبور کرده دست به چنین عملی بزند به مراتب اشتباهش از فاعل بیشتر است ، هرچند خودم قبلا بارها و بارها شخصیت هایی ساخته ام و از آنها استفاده هایی کردم که آن استفاده هم درست بوده و هم در اکثر موارد غلط ، اما به هرحال الآن خود خواسته ام چهره واقعی و مجازیم به یک صورت به مخاطب شناسانده شود.
سه:
بزارید یه کم شفاف سخن بگم ؛ ساخت یک شخصیت مجازی مانند لقاح مصنوعی و تولید یک انسان است ، چون کسی که شخصیتی مجازی می سازد که نمی خواهد دیگران بفهمند که این مطالب و نظرات عقاید او در دنیای واقعی هستند ، فی الواقع شخص دیگری است سوای شخصیت وی در دنیای واقعی که هرچند آن شخصیت در دنیای واقعی است اما در اصل شخصیتی که در دنیای مجازی وجود دارد شخصیت واقعی اوست و شخصیتی که در دنیای واقعی هست یک شخصیت مجازی است که همه او را با آن مشخصات می دانند.
چهار:
هر کسی با رسید به نام خودش در دنیای مجازی حس خاص خود را دارد ، یکی می ترسد ، دیگری به قول یکی از دوستان به ارضای روحی می رسد ، کسی دیگر برایش تفاوت نمی کند و .. بستگی به شخصیت طرف دارد و میل غریزه وی به معروف شدن ، به اینکه نقل و نبات مجالس شود و یا سیاستمداری باشد که فقط مهره چینی می کند.
پنج :
یکی شخصیتی می سازد همنام با شخصیتی دیگر ، کارهایی با نام وی می کند که روح شخصیت اصلی هم از آن با خبر نیست ، با نامش اقدام به کامنت گذاری می کند ، در صفحه های اجتماعی عضو می شود ، خرید اینترنتی می کند و…
توجیه وی نیز شوخی است اما هیچ بار معنایی دیگری جز عناد از این رفتارش برداشت نمی شود ، کسی که این رفتار را انجام می دهد چه مشکلی به نظر شما دارد؟
__________________________________
پی نوشت : این نوشته ربطی به محسن فرنوش ندارد.
تو سایت تابناک متنی رو خوندم با این عنوان ؛ رییس قضا:تحمیل حقوق بشرغربی،پذیرفتنی نیست
مشروح این مطلب به شرح ذیل است:
رئیس قوه قضاییه با اشاره به جنایات غرب و بویژه آمریکا و نقض حقوق ابتدایی انسان از سوی آنان گفت: آنها که تمدن و پیشرفت خود را مدیون کسانی هستند که آنان را ناجوانمردانه از اقصی نقاط دنیا برای بردگی ربودهاند و امروز نیز با استفاده از فضاهای مجازی و ماهواره به صورتی نوین و خاموش فرهنگها و ارزشهای انسانی را تاراج میکنند، حق ندارند برای بشر، حقوقی را تعیین کنند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، آیت الله صادق آملی لاریجانی در جلسه اعضای ستاد حقوق بشر گفت: ۱۴۰۰ سال پیش زمانی که مردم در حجاز دختران را زنده به گور میکردند و انسانها بر اساس رنگ پوست و نژاد آنان ارزش گذاری می شدند ، نبی مکرم اسلام(ص) حقوق واقعی بشر را ترسیم کردند و فرمودند:” هیچ کدام از انسانها ، سیاه، سفید ، عرب و عجم هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند” و این در حالی است که تا قبل از دویست سال گذشته غربیها و مدعیان حقوق بشر از جمله اسپانیا، انگلیس ، آمریکا فوج فوج مردم مظلوم را از اقصی نقاط دنیا بویژه آفریقا ربوده و به بنگاه های سرمایه داری برای بردگی میفروختند.
رئیس قوه قضاییه با انتقاد شدید از مواضع ضد بشری بعضی از کشورهای غربی درباره تحمیل یک طرفه ارزشهای مورد نظر خود بر دیگر مردم دنیا به عنوان اصل ثابت حقوق بشر افزود: کدام عقل سلیم می پذیرد که کشوری که حجاب را برای زنان ممنوع می کند، بتواند صاحب نظر در تبیین معیارهای حقوق بشری باشد.
صادق آملی لاریجانی اضافه کرد: امروزه، کسانی خود را پرچم دار حقوق بشر می دانند که با تسلط بر کشورهای مظلوم در پوشش مبارزه با تروریسم، عده ای را بی گناه نابود می کنند.
وی افزود: به جنایت آمریکا و ناتو در افغانستان بنگرید که با وجود ادعای مبارزه با مواد مخدر، بعد از اشغال این کشور از سوی آنان، نه تنها تولید مواد مخدر چندین برابر شده است، بلکه مواد مخدر سنتی با هدایت آنان به صورت صنعتی و ترکیبات شیمیایی جدید تولید میشود.
رئیس قوهقضاییه با تاکید بر ضرورت تبیین اسلام اصیل وارزشهای بیبدلیل انسانی آن گفت: قطعاً اگر این موضوع به صورت متقن و صحیح تبیین شود و دنیا با معارف الهی اسلام ، آشنا شود، پرچمداری حقوق بشر را از مدعیان دروغین آن خواهد گرفت و خواهد پذیرفت که هیچ مکتب و ایدئولوژی غیر الهی و مبتنی بر لیبرالیسم نخواهد توانست سعادت واقعی را برای بشر تامین کند.
صادق آملی لاریجانی با رد نظر سیاستمداران غربی که میانگارند حقوق بشر تبیین شده آنان برای همه دنیاست اضافه کرد، این ادعا خود بزرگترین ظلم به حقوق بشر است و این یک دیکتاتوری نوین محسوب میشود که باید با تمسک به مبانی استدلالی و نظری صحیح، آن را به چالش کشید.
وی با تاکید بر ضرورت دفاع از ارزشهای انسانی و حقوق بشری اسلام گفت: اکنون فقط دفاع کافی نیست و کشورهای اسلامی و صاحب فرهنگ و ارزشهای والای بشری باید با اتخاذ سیاست ایجابی مبتنی بر ارزشهای الهی با شعارهای دروغین حقوق بشری به مقابله بپردازند و این ممکن نیست مگر اینکه صاحب نظران از علمای دینی ، استادان و پژوهشگران با رصد کردن اعمال غیر انسانی غرب و مدعیان دروغین حقوق بشر، آنان را به چالش بکشند و بشر امروز را به تعلیمات واقعی پیامبران الهی و اولیای دین رهنمون شوند.
رئیس قوه قضاییه با تذکر اشکالات تبیین حقوق بشر از سوی معتقدان به لیبرالیزم تاکید کرد: باید بخشی در ستاد حقوق بشر مباحث فلسفی و نظری را دنبال کند و به صورت مستمر ضمن نقد اشکالات موجود در حقوق بشر غرب ، راههای صحیح را تبیین کند و به صورت مقاله و مکتوبات علمی در سطح بین المللی مطرح کند.
صادق آملی لاریجانی با قدردانی از دبیر ستاد حقوق بشر برای ارائه آخرین گزارش به شورای حقوق بشر و تصویب آن، بر حمایت قاطعانه دستگاه قضایی از این ستاد تاکید کرد و همکاری همه دستگاه های مسئول را متذکر شد و گفت: از جمله مصوبات شورای عالی امنیت ملی تقویت همه جانبه این ستاد در زمینههای مختلف است.
در ابتدای این جلسه محمدجواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر با ارائه گزارش عملکرد این ستاد به موفقیت جمهوری اسلامی ایران در زمینه تصویب گزارش کشورمان به شورای حقوق بشر اشاره کرد و افزود: در زمینه حقوق بشر و اثبات حقانیت ارزشهای اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ضروریست سرمایهگذاریهای مناسب صورت گیرد و این مصوبه نشان داد که میتوان با اتکا بر اصول درست، حقایق را تا حدی روشن کرد و از غرضورزی بدخواهان ایران اسلامی در زمینه حقوق بشر جلوگیری کرد.
ضمن احترامی که به ایشون بعلت اینکه فرزند شخصیتی فرهیخته و همچنین داماد انسانی بزرگوار هستند اما بعنوان یک انسان مسلمان و ایرانی ذکر چند نکته در این باب خالی از لطف نیست.
اولا جناب آقای لاریجانی ؛ حقوق بشر دیگر شرقی و غربی ندارد ؛ اعلامیه حقوق بشر را دنیا بهش رای داده اند و ایران نیز متعهد به اجرای آن است و در هیچ زمان پس از انقلاب نیز حرفی برای خارج شدن از این تعهد از سوی هیچ یک از رییس جمهورهای قبلی زده نشده است ! حالا اگر به نظر شما این حقوق بشر غربی است خوب دستور فرمایید که ایران از این معاهده خارج شود تا حداقل تکلیف مردم و جهان با این کشور مشخص شود و مردم حقوق خود بصورت کامل متوجه شوند !
ثانیا ؛ اگر توجه شما به تاریخ است و یافتن ادله ای برای اثبات اینکه در دین مبین اسلام ، حقوق بشر قبل از کشف غرب رعایت می شده چرا ادله شما به باز می گردد به جاهلیت عرب؟ متاسفانه صحبت شما در باب برده داری غربیان یه کم مورد تردید واقع می شود زمانی که در اسلام احکامی برای کنیزان و … آورده شده ؛ حالا کار نداریم که نوع رفتارها آیا در بین مسلمانان و بین غربیان یکسان بوده و کدام بهتر بوده یا بدتر بحث انحرافی است ؛ بحث اصلی این است که تملک انسانی در بعد از اسلام نیز وجود داشته و در غرب نیز همچنین.
ثالثا چرا بجای اینکه برای اثبات وجود حقوق بشر در اسلام به نص صریح قرآن کریم استناد کنید رفته اید سراغ داستان عصر جاهلیت در آن زمان؟! مگر آیه “لقد کرمنا بنی آدم” بار معنایی غیر از حقوق بشر دارد؟ کلام خداست که ما بر بنی آدم یعنی “انسان” کرامت دادیم ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان و کرامت نیز طبق اجتهاد بزرگ آیه الله منتظری بدون حق باطل است.
رابعا اگر باز رجوع کنیم به تاریخ نمونه ای ایرانی همچون کوروش وجود دارد که قبل از اسلام بوده ، آیا این دلیل موجهی هست بر برتری رسم و آیین قدیم ایرانیان بر دین اسلام؟
خامسا اگر شما اعتقاد دارید که اجبار به کشف حجاب با هیچ یک از آرمانهای حقوق بشری سازگار نیست آنان نیز اعتقاد دارند که اجبار به حجاب نیز چون صدها چیز دیگر که در کشور ما وجود دارد ، منافی است با حقوق بشر ، این دلیل نمی شود که برای اختلاف در یک بند کلیه اعلامیه حقوق بشر زیر سوال برود، هرچند هر کشوری می تواند برای خود حق تنفذ در چند بند از مفاد اعلامیه حقوق بشر را برای خود قائل شود.
راجه به این صحبتها سطور زیادی می توان نگاشت که خارج از حوصله نویسنده و احتمالا خوانندگان است اما سخن تلخ من درباب چند جمله ابتدایی مطلب و گزارش فوق در باب ماهواره و فضای مجازی زده شد می باشد، ما چرا باید ملت خود را انسانهایی نفهم تصور کنیم که چون امکان دارد مانند شنگول و منگول و حبه انگور گول بخورند باید از ساختن در برای خانه آنان و ارتباطشان با دنیای خارج صرف نظر کنیم؟
آیا ۳۱ سال زمان کافی برای بالابردن سطح فکری مردم نبوده که باز باید مواظب باشیم نظرات مخالف و شاید معاند با خودمان درج و نشر پیدا نکند؟! فرضا در دنیای مجازی و ماهواره حرف هایی مخالف با ما زده شد حالا چه واقعی چه غیر واقعی،آیا فی*لترینگ و ارسال پارازیت پاک کردن صورت مساله نیست ؟!
نمی دانم ، ولی کاش آقای لاریجانی این را بداند که الانسان حریص علی ما منع منه

هرچند خیلی دیر شده و حدود یک ماه از این اتفاق فرخنده سپری شده ولی خوب ؛ خود قاسم اجازه نداد این موضوع مهم در نشریات دنیا رسانه ای بشه؛ فقط قرار شده مجله تایمز سال ذیگه تصویر سال خودش رو به تصویری از قاسم خان به همراه حاج خانوم بچه ها انتخاب کند (ما خط قرمزی نداریم ، تمامی خطوط برای ما سبز هستن!) به همین مناسبت یکی از اشعار خودم رو که سالها قبل در زمان دایی ناصر سروده ام رو به ایشان و همسر مکرمه اشان تقدیم می کنیم ؛ باشد که دستی بر سر ترشیده ما نیز بگذارند!!!
امشب چه شبیست ؟ شب مراد است امشب …
هرجا بروی شمع و چراغ است امشب …
امشب چه شبیست ؟ شب مراد است امشب …
هرجا بروی شمع و چراغ است امشب …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
این حیاط و اون حیاط بپاشین نقل و نبات … بر سر عروس و داماد بپاشید نقل و نبات …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
بیا برویم از این ولایت من و تو، تو دست منو بگیر و من دامن تو…
بیا برویم از این ولایت من و تو، تو دست منو بگیر و من دامن تو…
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
این یار من است که میرود سر بالا … دستش نزنید که می خورد گرما را …
این یار من است که میرود سر بالا … دستش نزنید که می خورد گرما را …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
کوچه تنگه بله، عروس قشنگه بله … کوچه تنگه بله، عروس قشنگه بله …
دست به زلفاش نزنین مرواریدبنده … بله …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
چه کنیم و چکار کنیم،در صندوق باز کنیم …چه کنیم و چکار کنیم،در صندوق باز کنیم …
صد هزار لیره در آریم، خرج شاه دوماد کنیم… صد هزار لیره در آریم خرج خانوم عروس کنیم …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
گل در اومد از حموم سنبل دراومد از حموم، شاه دامادو ببین، عروس دراومد از حموم …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
مخمل بخریم سایه کنیم صحرا را … آفتاب نزنه شاخه گل رعنا را …
مخمل بخریم سایه کنیم صحرا را … آفتاب نزنه شاخه گل رعنا را …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
عروس چقدر قشنگه ایشالا مبارکش باد … دوماد چه شوخ و شنگه، ایشالا مبارکش باد …
عروس شیرین زبونه ایشالا مبارکش باد … دوماد چه مهربونه، ایشالا مبارک باد …
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
داماد رو تخت نشسته ایشالا مبارکش باد … عروس پهلوش نشسته ایشالا مبارکش باد…
بادا بادا مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
ای یار مبارک بادا … ایشالا مبارک بادا …
جدیدا یه فکری به سرم زده که به هرکی گفتم یه واکنش داشت. یکی گفت: الو الو صدات نمیاد. یکی سرش رو از ماشین برد بیرون. یکی یکم نگام کرد کرد و گفت: چیزی زدی امیرحسین؟!! یکی خیلی جدی گفت برو علائم اسکیزوفرنی رو تحقیق کن اگر تو خودت دیدی سریع برو دکتر. یه نفر هم سکوت کرد انگار هیچی نشنیده!
داستان از این قراره: همه چیز و همه کس حتی خود من، توهمات و خلاقیت من هستند و چیزی جز من وجود نداره!
همه ما خورشید رو میشناسیم. از خودم شروع می کنم. من خورشید رو میبینیم. احساسش می کنم. آیا ممکنه این دیدن و احساس کاملا زاییده ذهن من باشه؟ براساس مقدمه اول، من می تونم یک احساس مادی رو تصور کنم. پس اگر من به این دانسته خودم شک کنم، چه چیزی میتونه من رو از این شک دربیاره؟
یه راه ساده. میرم توی خیابون، از اولین کسی که میبینیم میپرسم که اون هم خورشید رو میبینه یا نه. اون شخص جواب مثبت میده. آیا ممکنه که اون آدم مثل من خورشید رو تصور کرده باشه یعنی توهم مشترکی داشته باشیم؟ یا آیا ممکنه که خود اون شخص زاییده ذهن من باشه؟ یعنی من توی ذهنم کسی رو خلق کردم و باهاش صحبت کردم؟
از کجا میشه فهمید؟ میشه یک نفر سومی رو پیدا کرد. اون نفر سوم هم میتونه شرایط نفر قبلی رو داشته باشه! نفر چهارم هم همینطور الی آخر.
در نتیجه یا همه انسانهایی که من میشناسم توهم و تصور من هستند یا همه توهم مشترکی به نام خورشید داریم.
حالا خورشید رو فراموش کنیم. خود آدمها رو در نظر بگیریم. چطور به من ثابت بشه که همه آدمهایی که دیدم و میشناسم، زاییده ذهن من نبودند؟ یعنی من تنها انسان روی زمین هستم که تونستم انسانهای دیگه رو تصور کنم. این غیرممکنه؟ حتما میگی آره با این استدلال که مطمئنی خودت واقعی هستی. ولی من این رو از کجا بفهمم. راهی سراغ داری؟ آخرش میخوای بیای بزنی تو گوشم و بگی: من هستم یا نیستم؟ که این پدیده هم از این نظریه مستثنی نیست و میتونه ساخته ذهن من باشه که من یک نفر رو در توهم خودم ایجاد کردم که برای اثبات وجود خودش اومده زده تو گوش من!
یه سوال. من الان دارم وبلاگنویسی می کنم برای تو که داری میخونی. چطور میتونم بگم تو نیستی وقتی دارم واست وقت میذارم؟ اگر تو وجود داری پس واقعا وجود داری. من اینجوری جواب میدم: وقتی حجم تصور میتونه اینقدر بدون مرز باشه پس هر اتفاقی توی زندگی من میتونه غیرواقعی باشه. هر صحبتی. هر حادثه ای. هر پدیده ای. یعنی من الان دارم تصورم می کنم که دارم تایپ می کنم یعنی مثل یک فیلم توی ذهن من داره اتفاق بیافته.
پاراگرافهای بالا، خلاصه و تکه هابی از پست هستند. کاملش رو در ادامه مقاله میتونی بخونی اگر علاقمندی...
.jpg)
نظرات اخیر